السيد علي الحسيني الميلاني

46

نگاهى به حديث منزلت (فارسى)

تمامى اين راويان از ابن عبّاس نقل مىكنند كه او مىگويد : روزى عمر بن خطّاب گفت : ديگر از على بن ابى طالب سخن نگوييد ؛ « 1 » زيرا من از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله سه مطلب دربارهء على شنيدم كه اگر يكى از آن‌ها براى من بود ، از آن چه آفتاب بر آن مىتابد براى من بهتر بود . من ، ابوبكر ، ابوعبيدة بن جَرّاح « 2 » و يك نفر از اصحاب پيامبر نزد آن حضرت بوديم . رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله بر على بن ابى طالب تكيه كرده بود ، تا اين كه دستش را بر شانه‌هاى على زد و گفت : يا علي ! أنت أوّل المؤمنين إيماناً وأوّلهم إسلاماً ، وأنت منّي بمنزلة هارون من موسى ، وكذب من زعم أنّه يحبّني ويبغضك . اى على ! تو نخستين مؤمنى هستى كه ايمان آوردى و نخستين فردى هستى كه اسلام آوردى . تو براى من همانند هارون براى

--> ( 1 ) . قابل توجّه اين كه چرا آن‌ها از على عليه السلام سخن مىگفتند ؟ و چه چيزى دربارهء اومىگفتند ؟ چرا عمر آن‌ها را از ياد او باز مىدارد ؟ آيا او را به خوبى ياد مىكردند و عمر آن‌ها را از اين كار نهى مىكرده و مىگفته : سخن گفتن در مورد على بن ابى طالب را بس كنيد ؟ اين‌ها پرسش‌هايى است كه پاسخ به آن ، روشن‌گر حقايق نهفته‌اى است . ( 2 ) . شايان يادآورى است كه اينان ، همان سه نفر از مهاجران بودند كه سقيفه را به راه‌انداختند .